دارشان از سریلانکا: “موارد مثبت زیادی در مورد پناهندگان وجود دارد. وظیفه ما است که آنها را به جامعه نشان دهیم. “

نگرش عمومی منفی دائماً به پناهندگان در لیتوانی همراه بوده. شیوع نفرت در خیابان ها به دلیل نژاد یا اختلافات مذهب به محل کار منتقل می شود و افراد خارجی با تبعیض هنگام یافتن منبع معیشت مواجه می شوند. به دنبال وقایع ماه های اخیر در مرز بلاروس، به نظر می رسد این نفرت به اوج خود رسیده است. اوگوسته دودوتیته، متخصص برنامه یکپارچگی خارجیان کاریتاس، مشکل را در پرتال های رسانه ای و در سرفصل ها مشاهده می کند.

“اکثر مردم نظرات خود را در مورد پناهندگان، چه بد و چه خوب، دارند. ولی تعداد کمی هستند که تازه واردان را واقعا می شناسند. ما می بینیم کسانی که مستقیماً با آنها تماس می گیرند نظر بهتری دارند نسبت به افرادی  که فقط در رسانه ها یا حوزه عمومی در مورد پناهندگان می شنوند. 97 درصد کارفرمایان از کار مهاجران راضی هستند. ما همچنین با پناهندگان تحت مراقبت خود تعامل داریم، از آنها نمی ترسیم و از این انجام کارمان لذت می بریم. کلیشه های منفی اغلب از رسانه ها سرچشمه می گیرند. برخی از پرتال ها از اصل ارتباط اخلاقی پیروی می کنند، اما تعدادی از عناوین نیز وجود دارند که تنها دنبال ایجاد واکانش هستند. من درک می کنم که این یکی از راه های بقاء رسانه ها است، اما به قیمت کیفیت زندگی و عزت برخی از افراد است. از پناهندگان به عنوان جانور یاد می شود، گفته می شود که آنها به زودی همانند سیل به کشورمان جاری خواهند شد. اینها مواردی است که درباره بیگانه نه به عنوان یک شخص بلکه به عنوان یک پدیده یا گروه جنایتکار نوشته می شوند. و تمامی این موارد بر نحوه نگرش مردم جامعه به این افراد تأثیر می گذارد. “

به نظر دودوتیته، نظر مردم هم با تأثیر از سینما شکل می گیرد.

“اگر به فیلم های آمریکایی که معمولاً انتخاب می کنیم نگاه کنیم، روس ها و آمریکایی ها دشمنان  بودند – در نتیجه جنگ سرد. در گذشته افراد بد، آلمانی ها بودند و اکنون این نقش را بیشتر افرادی از خاورمیانه ایفا می کنند. چنین مواردی در ضمیر ناخودآگاه ما کاشته می شوند. “

دودوتیتو اظهار می کند که مسئولیت وضعیت سخت پناهندگان در لیتوانی بیشتر بر دوش جامعه ما است تا خود تازه واردان. دختر می گوید که افراد از هر قشری به کشور می آیند، از جمله پروفسور تاریخ، جامعه شناسی، پزشکان، خلبانانی که هر یک به چهار زبان صحبت می کنند. چنین افرادی که دارای تحصیلات عالی هستند، وضعیت پناهندگی را کسب می کنند و با توجه به دستاوردهای خود در کشور خود با شرایط بسیار پایین تر از آنچه می توانند کار می کنند. لیتوانیایی ها از تفاوت ظاهری مانند ریش یا لباس مذهبی می ترسند. به همین دلیل است که پناهندگان اغلب نه تنها برای یادگیری زبان لیتوانیایی، علاقه به فرهنگ این کشور تصمیم می گیرند، بلکه ظاهر خود را تغییر داده و از اصل خودشان فرار می کنند.

دودوتیته اطمینان می دهد:

    “همانند سازی با ادغام یکسان نیست. برای ساختن زندگی خود در اینجا لازم نیست شخص خود را تغییر دهید. بسیار عالی بود اگر مواردی مانند جزئیات ظاهر با تهدیدی برای جامعه لیتوانی همراه نبود و این افراد مجبور نبودند آن را تغییر دهند.”

برای از بین بردن ترس ها و افسانه ها یک مکالمه  کافی است

اینگا رانتسووا، رئیس کتابخانه زنده، سالهاست با افرادی کار می کند که با تبعیض روبرو هستند و از جامعه کنار گذاشته شده اند، بنابراین او با زندگی روزمره و مشکلات پناهندگان به خوبی آشنا است. خود زن می تواند در مورد نگرش منفی جامعه نسبت به گروه های مختلف مردم نه تنها بر اساس کتابخانه زنده، بلکه همچنین بر اساس تجربه شخصی خود صحبت کند. رانتسووا که از یک شهر کوچک می آید، هر بار که به خانه می آید احساس دشمنی زیادی با اقلیت ها می کند و تعجب می کند که چرا اینطور است. “به نظر می رسد که مردم سفر می کنند و نقش مهمان بودن در یک کشور خارجی هم تجربه می کنند. شاید می توانم نسل قدیمی را که احساس تنش می کنند درک کنم. طبیعی است – آنچه نمی دانم  باعث ترس من می شود. پدرم یک ملوان راه دور بود و در کل دنیا سفر می کرد. افراد ملیت های دیگر باعث استرس او نمی شوند، زیرا او فرهنگ های مختلف شناخته است،” می گوید رانتسووا. مادر او نگرش متفاوتی دارد. پیش از این، رانتسووا با افراد مبتلا به اعتیاد کار می کرد و هنگامی که به خانواده خود اطلاع داد که به زودی مراقبت از پناهندگان در لیتوانی را آغاز می کند، سخنان زیر را از مادرش شنید:

“معتادان به مواد مخدر تو را نکشتند، اکنون با تروریست ها همکاری خواهی کرد.” رئیس کتابخانه زنده یاد می آورد. “بنابراین، خانواده من هم، جامعه بسیار متنوعی را نشان می دهند.”

با همکاری با کتابخانه زنده، زن به تغییرات واقعاً مهمی در لیتوانی کمک می کنند. تجربه او نشان می دهد که برای یک فرد مهم است که چیزهای خارجی و حتی ترسناک را بشنود، بشنود و لمس کند. زن به یاد می آورد که با داوطلبان کتابخانه به شهر کوچکی رفته بود، جوانان آنجا متقاعد شده بودند که پناهندگان لزوما سیاه پوست و جوش زده هستند. بنابراین یک مرد افغانی با پوست روشن و چشم آبی، که جملات را  به خوبی در لیتوانیایی می گفت، باعث یک کودتای واقعی در روستا شد. “آن یازده جوان با مردی صحبت کردند که کاملاً بر خلاف تعصب آنها بود، و وقتی به خانه بازگشت به اقوام و دوستان خود تعریف کردند. برای آنها، این یک کشف، یک نوآوری بود. سپس تأثیر کتابخانه زنده را درک می کنید، – رانتسووا خوشحال است. این زن می گوید که ترس و کلیشه ها در مورد خارجی ها باعث خصومت لیتوانیایی ها می شود. مردم نگران هستند که به خاطر افراد تازه وارد، مشاغل خود را از دست بدهند و آنها را با فروپاشی خانواده، بی احترامی به زنان، بی نظمی و مهارت های اجتماعی ناکافی مرتبط می دانند. مواردی از صاحبخانه هایی که نمی خواهند مسلمانان را به دلیل داشتن مهارت های بهداشتی ضعیف بپذیرند، تا کارفرمایانی که معتقدند چنین افرادی تازه وارد ارزش شغلی ندارند، زیرا آنها همیشه نماز خواهند خواند و وقت انجام کار خود را نخواهند داشت، وجود دارند. رانتسووا اطمینان می دهد که برای سازگاری با لیتوانی، خارجیان قبل از هر چیز به شجاعت نیاز دارند:

“مهم است که کمتر بسته بنشینیم، بیشتر برویم، با مردم بیشتر آشنا بشیم. تنها در این صورت است که می توان افسانه های مربوط به پناهندگان را از بین برد.”

قلدری و توهین در محله

“من را صدا می کردند با کلمه ای که با حرف “ن” شروع می شود. آنها حتی خود نمی دانستند که پوست من سیاه یا قهوه ای است و اصلا به آن اهمیت نمی دهند. همچنین به من کلمه های بد روسی می گفتند، که معنی آن را در آن زمان نمی فهمیدم. ” دارشان نواراتنام از سریلانکا در مورد آغاز زندگی خود در لیتوانی و اولین آشنایی های خود با لیتوانیایی ها صحبت می کند. “بعداً، وقتی معنی آن کلمات را یاد گرفتم، برایم خنده دار بود. من تصمیم گرفتم که چگونه می خواهم به چنین رفتار انسانی پاسخ دهم – تصمیم گرفتم به هیچ وجه واکنش نشان ندهم. وقتی شروع کردم به نادیده گرفتن همه چیز، آنها از توهین به من دست کشیدند. “

مورد دارشان نواراتنام پناهنده در لیتوانی، مشکلی دردناک که اکثر تازه واردان با آن روبرو هستند، به ویژه آنهایی که ظاهری متفاوت، دین متفاوتی دارند و شبیه لیتوانیایی های معمولی نیستند. افراد تازه وارد اینجا احساس محرومیت اجتماعی می کنند ، تبعیض  را تجربه می کنند. با این حال، هنگامی که مرد سریلانکایی در مورد آن صحبت می کند، صدای اتهام در صدای او شنیده نمی شود، این مرد هیچ گونه سرزنش به جامعه لیتوانیایی نمی گوید. به دارشان، مردی خوش قلب، در سرزمین خود آزار و اذیت سیاسی، خشونت، شکنجه را تجربه کرده است و معتقد است که وحشتناک ترین چیز های جهان دیده است، بنابراین در لیتوانی او در امنیت است و از آنچه دارد سپاسگزار است. سریلانکایی همچنین متوجه تغییر نگرش لیتوانیایی ها نسبت به تازه واردان شده است. اگر در گذشته دارشان فقط می توانست بی سر و صدا در پایتخت، ویلنیوس، تنها شهری که در آن توهین نشده بود، قدم بزند، اکنون این مرد تغییرات مثبتی را در شهرداری ها، به ویژه در پابراده، که سالها در آن زندگی می کند، مشاهده می کند. “من همیشه در ویلنیوس احساس می کنم یک فرد معمولی هستم. وضعیت در کاوناس و پابراده کمی متفاوت است، اما در چهار سال گذشته متوجه تغییرات قابل توجهی شده ام. شهر تغییر کرده است. بومیان با پناهندگان بسیار دوست تر شده اند. نه همه، اما آنها واقعاً تلاش می کنند. شاید به این دلیل که آنها چاره دیگری ندارند – بالاخره، پابراده یک مرکز معروف پناهندگان است. “

دوستی با همسایه یک دستاورد مهم برای یک غریبه است

“من به ندرت در خانه هستم، بنابراین ما فقط گاهی اوقات با همسایگان خود صحبت می کنیم. صبح یا عصر، سلام می کنیم و چند کلمه می گوییم: “حال شما چطور است، روزتان چطور گذشت؟”. مکالمات کوتاه هستند، اما برای من معنای زیادی دارند. در ابتدا هیچ کس با من صحبت نکرد. آنها به من می گفتند “ریش”. شنیدم همسایه ای درباره من به شوهرش می گفت و “ریش ریش” می گفت و فکرمی کرد که نمی توانم آنها را بشنوم. زمانی را به یاد می آورم که مهمانی کبابی داشتم که دوستانم در آنجا جمع شده بودند. در همسایگی، ما شنیدیم که ما را برده می نامند.” مرد اعتراف می کند. “مهمترین چیز این است که اکنون آنها به من لبخند می زنند. این مهمترین تغییر است. می بینید، لازم نیست صحبت کنید. فقط یک لبخند که هیچ هزینه ای ندارد کافی است. همسایه ها آن را به من می دهند و من از این بابت خوشحالم.” دارشان معتقد است که چنین تغییراتی به این دلیل است که او خودش اغلب به اطرافیان خود لبخند می زند، سعی می کند برای کسی مزاحمت ایجاد نکند، به امور خود مشغول است و به سادگی در باغ خود بی سر و صدا کار می کند. سریلانکایی به شوخی می گوید: “شاید همسایه ها فکر کنند که اگر این مرد به ما لبخند بزند، باید حداقل روزی یک بار به او پاسخ دهیم زیرا احساس گناه می کنیم.”

تغییر جامعه – در گامهای کوچک اما محکم

“این چیزی نیست که بتواند به سرعت تغییر کند. طول می کشد. موارد مثبت زیادی در مورد پناهندگان وجود دارد. این وظیفه ماست که آن چیزها را به مردم و مقامات نشان دهیم. علیرغم این واقعیت که مشکلات پناهندگان نیز وجود دارد، مهم این است که مردم نمونه های مثبت را ببینند و تصمیم بگیرند که به ما فرصت دهند. اکنون اطلاعات بدی درباره مهاجران وجود دارد که مردم از برقراری ارتباط با ما می ترسند زیرا آنها به سادگی ما را نمی شناسند. نمی توان آنها را سرزنش کرد، اگر موارد مثبت بیشتری در مورد ما در فضاهای اجتماعی نشان داده شود، واقعاً مفید خواهد بود. اجازه دهید تغییرات گام به گام اتفاق بیفتد، در نهایت، شما نمی توانید همه چیز را در یک روز تغییر دهید.”

دارشان خود به آموزش جامعه کمک می کند. مرد سریلانکایی شرکت کننده کتابخانه زنده است.این جایی است که مردم تبدیل به “کتاب” می شوند و نماینده گروه هایی در جامعه هستند که مورد تبعیض قرار می گیرند. خواندن در این کتابخانه غیر معمول است. بازدیدکنندگان او با “کتاب زنده” گفتگو می کنند. در این دوران است که داوطلبان کتابخانه با بیان داستان خود به خلاص شدن از تعصبات کمک می کنند و شرایطی را برای ارتباط نزدیکتر با گروهی از ترد شدگان جامعه ایجاد می کنند.

دارشان به این پروژه ملحق شد تا نظر منفی لیتوانیایی ها را در مورد پناهندگان تغییر دهد و مردم را با فرهنگ و رسوم سرزمین خود آشنا کند. ارتباطات در کتابخانه زنده همچنین به مرد کمک می کند تا آرام شود:

    وی گفت: “هرچه چیزهای بیشتری را در خود نگه دارید، برای شما سخت تر است. وقتی صحبت می کنم آزاد می شوم.”