داستان موفقیت مهاجران در لیتوانی. آنها چطور این کار را کردند

داستان های موفقیت آمیز از مهاجران در لیتوانی. آنها چطور این کار را کردند؟ایجاد زندگی خوب در لیتوانی امکان پذیر است. سه مهاجر را معرفی می کنیم: مسرور احمد قمر از پاکستان، خوان کارلوس از مکزیک و رباز رشید از عراق. هر سه آنها می گویند زندگی در لیتوانی برای آنها خوب است ، هرچند که آغاز کار آسان نبوده. مصاحبه کنندگان مشاوره می دهند که چگونه با تلاش و پشت کار به موفقیت برسند و بتوانند با جامعه لیتوانی سازگار شوند.  اولین گامهایی که

وطنعراقمکزیکپاکستان
سن383528
در لیتوانی زندگی می کند3 سال2 سال5 سال
تحصیلاتآموزش عالیآموزش عالیآموزش عالی
در لیتوانی کار می کندصاحب رستورانسلمانیپرستار بخش پذیرش
زبان مادریکردیاسپانیاییاردو
زبان خارجیعربی، فارسی، ترکی، انگلیسی، لیتوانیاییانگلیسیانگلیسی، لیتوانیایی
وضعیت تأهلجدا شدههمسر لیتوانیایی و دو فرزندهمسر لیتوانیایی

برای ادغام در جامعه لیتوانی برداشته اید چیست؟

مسرور: من بلافاصله شروع به یادگیری زبان لیتوانیایی کردم زیرا فهمیدم که بدون آن نمی توانم نه در فروشگاه صحبت کنم و نه شغلی پیدا می کنم. عمدا به خوابگاهی رفتم تا با مردم لیتوانی زندگی کنم سپس وارد دانشگاه شدم تا بتوانم دیپلم بگیرم و بتوانم به عنوان یک پرستار عمومی مشغول به کار شوم.

خوان: من با خانواده ام آمدم. همسر من لیتوانیایی است، ما دو فرزند کوچک را پرورش می دهیم.

در ابتدا، من یک کار در سالن “Barzdaskučiai” پیدا کردم و یک آپارتمان را اجاره کردیم. قوانین جامعه ی لیتوانی را آموختم.

رباز: من هم یادگیری زبان لیتوانیایی را شروع کردم زیرا فهمیدم که اگر زبان محلی را یاد بگیری، فرصتهای زیادی به دست می آوری. سپس من به دنبال آشنایی با فرهنگ لیتوانیایی و دوستی با مردم محلی بودم. با تمام سازمان هایی که به مهاجران کمک می کنند تا کار پیدا کنند و در جامعه ادغام شوند، تعامل داشته ام.   

چه خصوصیاتی از شخصیت شما  باعث شد که با جامعه ی لیتوانی تطبیق پیدا کنید؟

مسرور: کنجکاوی، میل به یادگیری، انگیزه برای سازگاری با کشور جدید، دوستی، مثبت بودن، خوش بینی. لیتوانیایی ها اغلب به من می گویند: “شما همیشه  و در هر شرایطی لبخند میزنید.

خوان: خیرخواهی، خوش مشرب بودن، مثبت بودن، احترام به همه افراد، برقراری ارتباط. متوجه شدم که لیتوانیایی ها دوست دارند غر بزنند و حتی هوای بد روحیه آنها را خراب می کند. من به همه چیز مثبت نگاه میکنم و اطرافیان را خوشحال می سازم.

رباز: شجاعت، شعور، تفکر باز نسبت به فرهنگهای مختلف، مقاومت در برابر استرس.

مشکلات اصلی با سازگاری در کشور ما چه بود؟

مسرور: یادگیری زبان و درک فرهنگ شما واقعا سخت است. به عنوان مثال، برای من هنوزهم عجیب است که برخلاف پاکستان، شما در خانواده های بزرگ زندگی نمی کنید. استخدام شدن به عنوان پرستار در بیمارستان نیز آسان نبود. چهار ماه طول کشید تا به طور رایگان کار کنم تا ثابت کنم که شایستگی این کار را دارم.

خوان: سخت ترین قسمت اجاره آپارتمان بود. حتی در ویلنیوس ، جایی که مردم نسبت به تازه واردان تحمل بیشتری دارند ، صاحبخانه هایی بودند که وقتی فهمیدند من محلی نیستم ، بلافاصله در را به  روی من بستند. خدا را شکر که همسرم لیتوانیایی است  و او موفق به اجاره شد. عادت کردن به آب و هوای سرد و غذای غیر تند هم سخت بود (می خندد.)

رباز: اجاره کردن آپارتمان. وقتی که فهمیدند من پناهنده از عراق هستم، صاحب خانه ها با من حتی صحبت هم نمیکردند. همچنین پیدا کردن دوستان در لیتوانی آسان نبود. حتی اگر من یک شخص اجتماعی باشم ، مردم محلی واقعاً به مسلمانان اعتماد ندارند. آنها با خود فکر می کنند، او از ما چه می خواهد؟ شاید پول؟ یا شاید می خواهد ما را فریب بدهد؟ لیتوانیایی ها افراد دقیقی هستند. 

آیا به دلیل ملیت ، مذهب ، ظاهر متفاوت ، عدم تحمل را تجربه کرده اید؟ چگونه آن آشکار شد؟ چگونه به آن واکنش نشان دادید؟

مسرور: بله. چندین بار. من در منطقه  Kėdainiaiزندگی می کنم، مردم آنجا کمتر از مردم شهرهای بزرگ اجتماعی هستند. در ابتدا، بیشتر مردم از ارتباط با من می ترسیدند، میگفتند من خطرناک هستم زیرا اهل پاکستان هستم. تروریست، آدم کثیف و تنبل خوانده شدم. ولی من هرگز عصبانی نمیشوم. می فهمم که مردم از جهل، چنین حرف هایی می زنند. شاید به همین دلیل است که برخی افراد، خارجیان را محکوم می کنند. من همیشه سعی می کنم برای مردم توضیح بدهم که هیچ قصد بدی در کشور شما ندارم. اینکه در پاکستان به دنیا آمدم و مسلمان هستم  دلیل نمی شود که من آدم بدی باشم.همیشه هم تأکید میکنم که به سنت های لیتوانی احترام می گذارم و این موارد خیلی به من کمک می کند. اکنون در دهکده ای که من زندگی می کنم همه دوستانه رفتار می کنند،  مادربزرگها من را به میهمانی دعوت می کنند برای نوشیدن قهوه (می خندد). تعدادی از آشنایان از اینکه در ابتدا در تعامل زشت با من بودند عذرخواهی کردند.

رباز: وقتی تصمیم گرفتم رستوران را در ویلنیوس باز کنم، در مرکز، جایی خوبی پیدا کردم ولی صاحب فهمید که من عراقی هستم، گفت: هیچ وقت به مردم کشورهای اسلامی اجاره نمی دهم. همچنین من تروریست خوانده شدم، اما عصبانی نشدم. توضیح دادم که کرد هستم و در شهر من، این تصور نیز وجود دارد که عرب ها تروریست هستند  و همچنین هیچ کسی نمی خواهد به آنها اجاره بدهد.

آیا برای ادغام موفق، یادگیری زبان لیتوانیایی لازم است؟ چگونه توانستید زبان لیتوانیایی را یاد بگیرید؟

مسرور: باید یاد بگیرید. همه در لیتوانی انگلیسی صحبت نمی کنند. حتی اگر بلد هستند، گاهی نمی خواهند صحبت کنند. زبان شما آسان نیست، مجبور بودم زحمت  بکشم. سخت ترین قسمت دستور زبان شما است. زندگی با مردم لیتوانی به من کمک کرد تا بیشتر یاد بگیرم. نوشتن هنوز سخت است زیرا نوشتن در زبان ما کاملاً متفاوت است.

خوان: اگر در ویلنیوس زندگی می کنید، ضروری نیست. من انگلیسی صحبت می کنم و مشکل ندارم. البته این بدان معنا نیست که من لیتوانیایی را یاد نمی گیرم. بهترین معلم معلم من همسرم است. ولی بگذارید واضح بگویم، یادگیری زبان شما دشوار است. حتی لیتوانیایی ها گاهی اوقات به اشتباه صحبت می کنند (می خندد.)

رباز: قطعاً بله. اگر شما به زبان محلی صحبت می کنید، زندگیتان آسانتر خواهد شد من هنوز زبان شما را خوب نمی دانم ، اما در تلاش هستم. من در عراق زبان شناسی خواندم، بنابراین یادگیری زبان لیتوانیایی برای من دشوار نیست. هرچه زبانهای بیشتری بیاموزید، یادگیری یک زبان جدید آسان تر می شود.

برای یک تازه وارد زندگی در لیتوانی چرا ارزشی  دارد؟ مزیت های کشور، جامعه ما چیست؟

مسرور: زندگی در اینجا ارزانتر از زندگی در اروپای غربی است، پیدا کردن شغل هم آسانتر است. کارفرماها در اینجا به تخصص بسیار بالایی احتیاج ندارند. به علاوه، طبیعت شما شگفت انگیز است. من هنوز هم متحیر و خوشحال هستم که می توانم توت فرنگی و سیب را در روستا پرورش دهم. (می خندد). در کشور خودم ، کشاورزی فقیر است. و اینجا مردم در دهکده سبزیجات پرورش می دهند و تازه می خورند. این بسیار ارزشمند است. همسایگان من اغلب برای من سوپ سرد چغندر می پزند. بسیار آن سوپ را دوست دارم! من به همه مهاجران پیشنهاد می دهم آن را امتحان کنند.

خوان: لیتوانی یک کشور امن و مکانی عالی برای بزرگ کردن فرزندان است. اینجا تمیز است، طبیعت زیبا  است، دریاچه های بسیاری وجود دارد. مردم قوانین را رعایت می کنند. در اینجا می توانید به صورت رایگان تحصیل کنید.

رباز: شروع به کار در اینجا راحت تر است، زیرا اقتصاد لیتوانی به سرعت در حال رشد است. لیتوانیایی ها دوستانه هستند، نژادپرستی تقریبا وجود ندارد. زنان لیتوانیایی را نیز خیلی دوست دارم. زناننش بسیار زیبا هستند. (می خندد.) دوست دارم که لیتوانی شهرهای بسیار بزرگ ندارد. ویلنیوس شهری بسیار دنج است. احساس می کنم اینجا در خانه هستم.

آیا دوستان لیتوانیایی دارید؟ پیشنهاد شما در مورد روش دوست یابی با لیتوانیایی ها چ است؟

مسرور: من فوراً می توانم بگویم، دوست شدن با لیتوانیایی ها برای یک مسلمان ساده نیست. صبر و نگرش مثبت لازم است. گفتن “سلام” کافی نیست. لیتوانیایی ها به خصوص افراد سالخورده محافظه کار هستند. شما باید با این واقعیت کنار بیاید که مجبور خواهید بود به طور مداوم توضیح دهید که چرا به اینجا آمدید. به هیچ وجه نمی توان سنت ها و دین لیتوانی را دست کم گرفت.

خوان: خیلی زیاد. برای دوستی یابی در لیتوانی، لازم است که به آداب و رسوم محلی احترام بگذارید. شما باید قوانین را رعایت کنید، ارتباط برقرار کنید، لبخند بزنید و همه چیز خوب خواهد شد. در ابتدا ، طبق معمول در مکزیک، سعی کردم غریبه ها را در آغوش بگیرم، اما دوستانم به من توصیه کردند که این کار را نکنم، زیرا مردان لیتوانیایی نسبت به مکزیکی ها محدودتر هستند.

چه توصیه ای به آن دسته از مهاجران می دهید که شکایت می کنند زندگی در لیتوانی غیرممکن است و هدف آنها کشورهای اروپای غربی است؟

مسرور: من همیشه به چنین افرادی می گویم که اگر نمی خواهید در لیتوانی کار کنید، در نروژ هم کار نخواهید کرد. درست است که حقوق آنجا بالاتر است، اما هزینه های زندگی نیز بسیار بالا تر است. فکر نکنید که چمن در خارج از کشور همیشه سبزتر است.

رباز: چنین افرادی معمولاً اصلاً نمی خواهند کار کنند. هدف آنها این است که روی نیمکت بنشینند و با کمک هزینه ی دولت زندگی کنند. با چنین تفکری در هیچ کشوری زندگی شرافتمندانه ایجاد نخواهید کرد.

آیا سایر مهاجران که در اینجا زندگی می کنند به شما کمک کردند زندگی خوبی را در لیتوانی ایجاد کنید؟ مثلاً هموطنان شما. آیا مهاجران دیگر دوستانه تر هستند و تمایل به کمک کردن را بیشتر از لیتوانیایی ها دارد؟

مسرور: هر مهاجر فرق دارد. برخی از آنها بسیار دوستانه هستند، ما یک گروه داریم که به مهاجران جدید کمک می کند. اما افراد بسیار منفی ای نیز وجود دارد که فقط شکایت می کنند.

رباز: تجربه من این است که مهاجران با یکدیگر دوستانه نیستند. آنها به خصوص کسانی که موفق می شوند را دوست ندارند. آنها شایعات میکنند، حسادت می کنند، درخواست کمک و پول می کنند، حتی اگر نمی خواهند کار کنند. البته همه افراد اینگونه نیستند، اما بیشتر آنها  اینطورهستند. به عنوان مثال، هنگامی که من به این فکر افتادم که یک رستوران باز کنم، بسیاری از مهاجران من را مسخره می کردند. لیتوانیایی ها بیشتر به من کمک کردند، نه هموطنانم.

سه نکته اساسی برای مهاجران که می خواهند زندگی با عزتی را در لیتوانی ایجاد کنند.

مسرور: زیاد کار کنید، زیاد یاد بگیرید، آستانه ی تحملتان را بالا ببرید..

خوان: با افراد محلی دوست شوید، در یک شهر بزرگ زندگی کنید زیرا فرصت های بیشتری وجود دارد و مردم آنقدر محافظه کار نیستند. همچنین لازم است شغلی را که دوست دارید پیدا کنید.

رباز: یادگیری زبان، درک فرهنگ لیتوانیایی، پذیرش قوانین محلی، دوستانه بودن.  ولی فوراً انتظار کار خوب و حقوق خوب نداشته باشید.